۴:۱۸ ب.ظ توسط خیالباف

هر آدمی باید یکبار و برای مدتی طولانی و شاید همیشه با یک حیوان و البته ترجیحن سگ و گریه و البته با ترجیح بیشتر، با یک گربه زندگی کند. گربه‌ای برای این‌که راه برود، خودش را لیس بزند، اخم کند، ناخن‌هایس را بکشد روی مبل‌ها و فرش‌ها، غر و لند کند، غرش کند، خودش را به تنت بمالد، با پا گوشش را بخاراند، دمش را بالا بگیرد، شالاپ شالاپ بکوبد توی ظرف شنش، دنبال چیزهای الکی بدود، تحویلت نگیرد، آب و غذا بخورد و مهم‌تر از همه بخوابد و تازه از همه‌ی این‌ها مهم‌تر، فقط «باشد». باید یک گربه باشد و آدم همه‌ی این‌ها را ببیند تا بفهمد جهان چقدر جای بزرگی‌ست و اصلن دنیا بی گربه‌ها خیلی جای بیخودی‌ست و هی بگوید عجب! عجب! چه بر سر من آمده بود که توانسته بودم این‌همه سال آزگار بی گربه‌ها زندگی کنم و چه‌م شده بود که این‌همه زیبایی را نمی‌دیدم. باید یک گربه، همین دوروبر، روی مبل بغلی، زیر پاهای آدم توی رختخواب، باشد تا این‌ها اتفاق بیفتد.


بدون دیدگاه »

No comments yet.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *