این تن‌های زنانه

۳:۱۹ ب.ظ توسط خیالباف

بدن زنانه به واسطه‌ی جنسیت تحمیل شده به آن از سوی طبیعت هر لحظه «حضور» خود را یاد آور می شود. این حضور اگر از ناحیۀ فرهنگ با لمس یا نگاه خیره، شماتت‌آمیز یا تحسین‌گر نباشد، از جنس خود جسمانیت درد زندگی است. بدن زنانه استعداد بیشتری برای انباشت چربی و سنگینی و دفرمه‌گی دارد. بدن زنانه است که استعداد دهان باز کردن و فروبردن آلت مردانه و اسباب رنج آور پزشکی را در خود دارد. بدن زنانه است که استعداد آماس عظیم و جا دادن یک انسان دیگر را درون خود دارد. بدن زنانه است که تجربه‌ی خونریزی‌های دردناک ماهیانه را تحمیل می کند.

آن‌وقت هنر در تمام طول تاریخ همه‌ی این درد و رنج تحمیل شده بر بدن زن را نادیده گرفته و سرش را به استتیکی‌سازی قوس و نرمی و جوانی بدن زنانه گرم کرده بود. هنر، اینجا، تنها در دوران متأخر است که دست از این ستایش اروتیک دروغین می کشد، رنج این بدن را می‌بیند، گاهی به سخره‌اش می گیرد یا اغواگری‌ها و فریب‌کاری‌های روانش را رو می‌کند، همان‌طور که هر چیزی دیگری در این جهان باید باشد، پر از نقص و حقیقی.


بدون دیدگاه »

No comments yet.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *