این‌ها را قبلن گفته بودم؟

۲:۴۱ ق.ظ توسط خیالباف

آدم گاهی با زندگی گذشته‌اش، با همه ی بودش می جنگد و یک راه برمی‌گزیند، راهی که شاید ممتازترین نباشد، اما خودی‌ترین و مالِ خودترین راه است، برساخته‌ی روح و جان و درد و زخم و چرک و عقده و همه چیزِ خودِ آدم است. این همان راهی‌ست که حتا شکستش هم خوشایند است، درخشان است. شکست یک سوژه‌ی مدرن، شکست یک انسانِ مدرن است. می‌ارزد به تمام پیروزی‌هایی که برایت پرداخته باشند، می‌ارزد به تمام سعادت‌های کذایی که برایت خواسته باشند. اما هیچ مدرنیته‌ای بدون گناه تجربه نمی‌شود. گناه، عصیانِ آدم در برابر همه‌ی خدایانِ پیشین، در برابر گذشته و آینده و دیگران و حتی مصلحت خود است. گناهِ مدرن بودن را باید ستود، باید زندگی کرد و رنج و عذاب هر ثانیه اش را به جان خرید و گناهکار ماند. برای انسان مدرن بودن، باید گناهِ زندگی خود را مرتکب شد. «أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد.

پ.ن. عبارت داخل گیومه از قرآن، آیۀ ۱۶۴ انعام


بدون دیدگاه »

No comments yet.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *