Posts Tagged ‘اگوست رودن’

  1. گالاتئای من

    مرداد ۲۷, ۱۳۹۱ by خیالباف

    پیگمالیون مجسمه‌سازی از اهالی قبرس، زنان را حقیر و منفور می‌شمارد؛ او آنان را منشاء شر و فاحشگانی آفت‌آفرین می‌خواند. روزگاری برای گذران زندگی مرمر سپیدی را می‌تراشد تا از آن مجسمه ای زن پیکر بسازد. اما رفته رفته که پیکر زن از درون مرمر نمایان میشود، وی را شیفته‌ی خود می‌کند، شیفته‌ی ساق‌های ظریف، سینه‌های درخشان و تراش ِ تنش. پیگمالیون،  مجسمه را گالاتئا می نامد. روزها و شب ها به تماشایش می‌نشیند و تجسم می‌کند که گالاتئا جان می گیرد، با آن پیکر موزون به سوی مرد پیکرتراش می‌خرامد و او را تنگ به آغوش می‌کشد. پیگمالیون  عاشق گالاتئا شده است، اما مجسمه مجسمه است.

    پیگمالیون از شدت عشق و شیدایی به درگاه ونوس الهه‌ی عشق دعا می‌کند که معشوقی مانند گالاتئا برایش بیافریند؛ پاسخی اما از جانب ونوس نمی‌رسد. روزی پس از ناامیدی از  گریه و زاری هر روزه در آستان ونوس به خانه بر می‌گردد. گالاتئا را می بیند، با شوق و اندوه به سویش می رود و او را به آغوش می‌کشد؛ پیکر گالاتئا گرم شده است، گالاتئا ذره ذره جان می‌گیرد و دستش را دور گردن پیگمالیون حلقه می‌کند. ونوس آرزوی مرد را برآورده است.

    پ.ن. مجسمه پیگمالیون اثر آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷) است.